مهندس عمران موفق

مهارت های مدیریت شما در چه حدی است؟

فلش

وقتی صحبت از مدیریت به میان میاید تعاریف متفاوتی به ذهن ها میاید. مینتزبرگ در نخستین فصل کتاب managing  (مدیریت کردن) خود با نقل جمله ای از روی لوییس به این موضوع تاکید می ورزد که برخلاف آنچه عموم افراد متصورند هنوز درک کاملا واضح و روشنی از فعالیت های یک مدیر وجود ندارد.

طبق آنچه میتزنبرگ مطرح می کند بسیاری از مهارت های مدیریت را حتی نمی توان از طریق آموزش منتقل کرد. مینتزبرگ معتقد است که ممکن است یک مدیر دوره ها ی کامل مدیریت را گذرانده باشد و ما همچنان نتوانیم به عنوان یک مدیر به او اعتماد کنیم. اما ممکن است فردی یک روز هم آموزش مدیریتی نگذرانده باشد اما چنان قابلیتی از خود نشان دهد که ما او را به عنوان یک مدیر کاربلد بشناسیم. این موضوع تفاوتی است که بین مدیریت و دانش های دیگر وجود دارد. لذا شما به عنوان یک پزشک، مهندس یا حقوقدان پس از آنکه آموزش های لازم را در آن زمینه می گذرانید، مهندس یا پزشک خوانده می شوید و می توانید در اکثر موارد عملکرد بهتری از یک فرد معمولی در این حیطه ها داشته باشید. و این برعکس آن چیزی است که در مدیریت اتفاق می افتد. از فردی که که دوره های  مدیریتی را گذرانده باشد لزوما نمی توان انتظار داشت که مدیر خوبی باشد.

تاکنون این سوال برایتان به وجود آمه است که مدیر حقیقتا چه کسی است؟ وظایف او دقیقا چیست؟

در رابطه  با وظایفی که بر عهده ی یک مدیر قرار دارد در مقاله ی وظایف مدیر به موارد کامل  و روشنی از ویژگی مدیران موفق پرداخته شده است که می تواند به شما هم در داشتن یک بیزینس موفق با مدیریتی صحیح کمک نماید.

صرف نظر از اینکه عده ای به واسطه ی رئیس و یا صاحب کسب و کاری بودن، به غلط مدیر نام گرفته اند؛ حقیقا چه کسی را می توان مدیر نامید؟

شاید لازم است یک گام عقب تر رویم و بپرسیم اساسا مدیریت چیست؟

مدیریت چیست؟

مدیریت فرایندی است که در آن منابع مادی و انسانی به بهترین نحو به کار گرفته می شوند تا سازمان را بر طبق ارزش های موجود به اهداف مورد نظر آن برسانند. تمام برنامه ریزی و استراتژی ها و همینطور هدایت و کنترل این منابع تا رسیدن به اهداف سازمان، به طوری موثر و کارآمد طی فرایند مدیریت انجام می گیرد.

 

مدیر کیست؟

طبق تعریف فرهنگ لغت عمید مدیر کسی است که عهده دار اداره امور معینی باشد. از نظر مینتزبرگ نیز مدیر کسی است که مسئولیت کل یا بخش مشخصی از یک سازمان به عهده ی اوست. احتمالا از نگاه دیگر افراد مدیر بودن مساوی است با داشتن درآمد بالا، یعنی خونه و ماشین بهتر، اتاق کار اختصاصی و بزرگتر و دریافت عزت و احترام بیشتر. البته که این ها هم می توانند بخشی از زندگی یک مدیر باشند. اما مدیر بودن بیش و پیش از داشتن امکانات و رفاه، مساوی است با داشتن مسئولیت های سنگین و دشواری که به دوش اوست. شاید به توان گفت که معنای این جمله و سختی هایی که به دنبال دارد را تنها کسی می تواند درک کند که تجربه ی مدیریت دارد.

منابع انسانی سازمان ها به بخش مدیر و غیر مدیر تقسیم می شوند. مدیران مسئولیت هدایتگری دیگر افراد را در سازمان به عهده دارند. یعنی یک مدیر علاوه بر اینکه باید وظایف محول شده از مدیران بالا دست خود را به درستی انجام دهد لازم است تیم زیرمجموعه ی خود را نیز هدایت و راهبری نماید. غير مديرها افرادی هستند که باید وظایف خود با نظارت مدیرها و به نحو احسن به انجام برسانند. به طور متوسط می توان گفت 85 % از موفقیت یا عدم موفقیت یک مجموعه بر عهده ی مدیر، و فقط 15 % آن بر عهده ی کارکنان است. بنابر این مدیر مسئولیت و نقش تعیین کننده ای در اداره ی منابع و کارکنان خود، و همینطور در رساندن سازمان به اهدافش دارد.

 

منظور از مهارت مدیریتی چیست؟

مهارت های مورد نیاز مدیران توسط “رابرت ال کتز” به صورت سه مهارت فنی، ادراکی وانسانی مطرح گردید.

  • مهارت فنی:

داشتن مهارت و دانش در حوزه ی تخصصی ای که سازمان در آن فعالیت میکند. و همینطور توانایی به کارگیری دستور العمل ها و فنون طبق قوانین و روند سازمان. در واقع بخش فنی اشاره دارد به اجرایی نمودن دانش ها و به کار بردن آن ها در کنار تکنیک و روش های دیگر که هم از راه تجربه و هم از آموزش به دست آمده اند.

  • مهارت انسانی:

توانایی برقراری ارتباط با نیروها و ایجاد مشارکت خلاقانه بین آنها  به طوری که در جهت راهبری به سمت هدف نهایی سازمان باشد. مدیر باید توانایی این را داشته باشد که فضایی ایجاد نماید تا کارکنان با انگیزه ی بیشتری به کار خود ادامه دهند. در واقع جدای از وظایف کاری که کارکنان به دوش دارند لازم است به احوالات آن ها به عنوان یک انسان توجه شود و مدیر لازم است درک مناسبی از کارکنان و شرایطشان داشته باشد و در عین تمرکز بر اهداف سازمان نگاه انسانی خود به کارکنان را حفظ. همچنین باید بداند هنگام بروز چالش ها و تعارضات چطور به نحو موثری آن ها را برطرف نماید.

  • مهارت ادراکی:

علاوه بر این مهارت ها مدیر وظایف دیگری  هم دارد. الوتر گولیک و برچ هرکدام پنج و هفت وظیفه اساسی برای یک مدیر مطرح کردند که شامل: برنامه ریزی، سازماندهی، به کار گماردن کارکنان، هدایت، هماهنگ سازی، گزارش دهی و بودجه بندی است. از نظر آنها یک مدیر خوب باید قبل از هر چیزی این وظایف را به درستی انجام دهد.

مهارت طلایی مدیریت

از آنجایی که بهبود محصول یا خدمت اصل و هدف ثابت هر سازمانی است شاید بتوان گفت که از دیگر مهارت های هر مدیری این است که بتواند به طور کارآمدی کیفیت ارائه ی خدمات خود را افزایش دهد در حالی که این موضوع برای کارکنان آن سازمان زیان بار نباشد.

ویلیلام گلاسر در کتاب مدیریت بدون زور و اجبار با توجه به  تئوری کنترل و نظریه ی ادوارد دمینگ ویژگی هایی از مدیران راهبر ارائه می دهد . ادوارد دمینگ یک آمریکایی است که از سال 1950 ژاپنی ها را تحت آموزش مدیریت قرار داد. او شیوه هایی را برای اداره ی کارکنان ارائه داد تا آن ها بتوانند کار با کیفیت انجام دهند. او بیش از هر چیز بخاطر 14 نکته ی مدیریت شهرت دارد.

اولین ویژگی بارز این مدیران راهبر این است که آنها سعی ندارند کارکنان را به این جهت سوق دهند که وظایفشان را طبق خواسته ی آن مدیران به انجام برسانند بلکه فضایی فراهم  می کنند تا افراد با توجه به خلاقیت خود بهترین شیوه را برا ی انجام وظایف خود به کار بگیرند.

طبق تحقیقات دلیل بی علاقگی و کند بودن کارمندان تنبلی آنها نیست بلکه ترس از زور و اجبار حاکم بر آن هاست. تئوری کنترل به روشنی توضیح می دهد که کارکنانی که هراسان نیستند کار با کیفیت بالا تری انجام  می دهند و هرچه بیشتر به نیاز های آن ها توجه شود با میل و اشتیاق بیشتری برای کیفیت کارشان می کوشند.

 

مدیران راهبر برا ی بالا بردن کیفیت کارشان روند های زیر را به کار میگیرند:
  1. مدیران راهبر می آموزند که کیفیت واقعا چیست، آن را به تمام کسانی که در سازمان کار می کنند آموزش می دهند، و سپس با دقت به هر یک از کارکنان که پیشنهادی برای بهبود آن دارد گوش فرا می دهند.
  2. مدیران راهبر همه ی کارکنان را در سازمان به گونه ای اداره می کنند که برایشان روشن باشد تلاش برای انجام کار با کیفیت به نفع خودشان است.

مدیر کار درست یا رهبر؟

امروزه سعی زیادی بر این داریم که بین مدیریت و رهبری تفاوت قائل باشیم. حقیقتا در تعریف های موجود اینطور بیان می شود که مدیر در جایگاه کم ارزش تری نسبت به رهبر قرار دارد. ما مدیر را مسئول رسیدگی به جزئیات و درگیر حواشی سازمان می دانیم در حالی که رهبر نگاهی کل نگر دارد و مسئول هدایت سازمان به سوی اهداف اصلی آن است. در واقع شاید به توان در مفهوم رهبری و مدیریت را ازهم جدا کرد اما در عمل چطور می توانیم این دو را از هم تفکیک کنیم؟ شاید بهتر باشد به جای تفکیک مدیر و رهبر در دو جایگاه و ارزش متفاوت اینطور در نظر بگیریم رهبران خوب همان مدیرانی هستند که می توانند اصول مدیریت را به درستی به کار گیرند.

آیا شما مدیر کاردرستی هستید؟

و یا در مسیر کاری خود با مدیران کار درست سر و کار داشته اید؟

اگر پاسختان به دو پرسش قبلی منفی است آیا اثرات زیان بار آن را در ول دوران کاری خود درک کرده اید؟

به نظر شما چگونه می توان این ضعف های مدیریتی را جبران کرد؟

و چطور می توان در کنار مدیران لایق و کار درست قرار گرفت و یا یکی از آن ها بود؟

 

مجموعه ی emc شما را در داشتن مسیر کاری حرفه ای و پردستاورد هدایت می کند.

سوالات متداول

مدیریت چیست؟

پاسخ : فرایندی که منابع مادی و انسنی یک مجموعه را در جهت رسیدن اهدافش سازماندهی می کند.

مدیر چه کسی است؟

پاسخ : کسی که هدایتگری بخشی یا افرادی را در سازمان بر عهده دارد

 اصلی ترین ویژگی یک مدیر خوب چیست؟

پاسخ  مدیر بودن تنها نشانگر امکانات و درآمد بیشتر نیست! در واقع آنچه یک مدیر را از کارمندان زیردست خود متمایز می کند مسئولیت                                   چند  برابری او نسبت به سایر کارکنان در انجام امور است.

اصلی ترین مهارت های مدیریتی چیست؟

پاسخ : مهارت های اصلی مدیریت را در سه عنوان کلی می توان به عنوان مهارت فنی، انسانی و ادراکی نام برد.

تفاوت رهبر و مدیر چیست؟

پاسخ : طبق مطالعاتی که ما انجام داده ایم می توان گفت رهبر مدیری است که به خوبی از پس مسئولیت های درون سازمانی خود برآمده و                          می تواند با نگاهی کل نگر اهداف برون سازمانی را به بهترین نحو هدایت کند.

 

نظر خود را بنویسید:
ثبت دیدگاه
دیدگاه های کاربران
نرگس فتحیپشتیبانEMC
16:39 - 1400/12/09
پاسخ دهید
چه نقطه نظر جالبی بود. ممنون
    نرگس فتحیپشتیبانEMC
    16:28 - 1400/12/15
    پاسخ دهید
    ممنونم
فهرست

لطفا صبر کنید